مثلا دختره می نویسه hdn
تو میگی اوکی،
بعد میفهمی قول ازدواج دادی تازه قبول کردی خرج باباش اینارم بدی...
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
به این نتیجه میرسیم که حضرت مولانا به بهترین شکل فرمودن :
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
ولی من با پول خودم به هیچجا نرسیدم،
قاعدتا نباید اینجوری تموم میشد ولی خب -_-
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
وقتي درس ميخونيد صادقانه بگيد!
وگرنه وقتي ادعا ميكنيد اصلا نگاه به كتاب ننداختيد،بعد ميايد٢٠ميشيد،مجبوريم فك كنيم به استاد داديد، نمره گرفتيد -_-
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
خدا چقد تنهاست
هرکسیم که میخوادش به خاطر ترس از جهنم و عذابه...
کی خدارو فقط واسه خودش میخواد؟ هیچکی...
فک کن دورت یه عده آدم فرصت طلب باشه که فقط به خاطر ترس ازت اطاعت میکنن....
[قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد]
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
تا ابد مجازی میمونه
هیچوقت از یه آدم مجازی انتظار نداشته باش بیاد تو زندگی واقعیت...
یه مجازی یا مجازی میمونه یا اگه واقعی شه دیگه اونی که فکر میکردی نبوده...
پس همون بهتر مجازی بمونه...
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
که اگه بهشون عمل کنی
صد در صد به خوشبختی میرسی
برید تحقیق کنید ببینید چیع دیگه
من اگه خودم بلد بودم وضعم این نبود والا 
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
یه قطره اشک سردی که میاد از گوشه چشمت یهو حواستو پرت میکنه...
یه سری کلمات با پیشوند خدایا خدایا...
یه قرآن باز شده جزء 30...
و دوتا دست...
دوتا دستی که روشون به آسمونه ولی سر صاحبش افتاده...
کاش امشب همون شبی باشه که خدا میگه...
الان شدی همونی که میخواستم :)
ای کاش....
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
230 تومن o_O
نمیدونم اصن چی توش داره انقد گرونه :(
حس میکنم یه چیزی فرو کردن -_- بی انصافا
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
اخه توله سگ چقد زنگ بزنم اخه؟
خو بگو نمیام برم سراغ یه ک*س کش دیگه -_-
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
- [13:48] اقای مرادی سلام ما یه کولر گازی گرفتیم میخواستم بیاید نصبش کنید
+ باشه ادرستو بفرست ساعت چهار میام
.
.
.
- [17:25] اقای مرادی نیومدی پس؟
+ یه کاری پیش اومد یکم دیگه میام بهت زنگ میزنم
.
.
.
.
[ساعتش معلوم نیست] مادر جنده پس کی میای؟ گاییدی اخع خو بگو نمیام دیگه...
پ ن: به اندازه ای الان اعصابم خورده هرچی دم دستم باشه از وسط نصف میکنم....
سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ 20:26 پسر حواس پرت
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
یادته؟
باهم جوشن میخوندیم؟
تا اذان صبح بیدار میموندیم باهم؟
هر 25 فرازو که میخوندیم میومدیم حرف میزدیم خخخ
هعی یادش بخیر...
چه روزایی گذشت...
سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ 17:30 پسر حواس پرت
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
+ سلام خوبی؟
- سلام ممنون شما؟
+ یه بنده خدا
-_- والا اینا دیگه قدیمی شده... خیلی حوصله دارم بیام با تو هم بحث کنم -_-
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی