یه قطره اشک سردی که میاد از گوشه چشمت یهو حواستو پرت میکنه...
یه سری کلمات با پیشوند خدایا خدایا...
یه قرآن باز شده جزء 30...
و دوتا دست...
دوتا دستی که روشون به آسمونه ولی سر صاحبش افتاده...
کاش امشب همون شبی باشه که خدا میگه...
الان شدی همونی که میخواستم :)
ای کاش....
برچسب:
نویسنده: کامیار حسینی